
باغبان از پی من تند دوید ! سیب را دست تو دید غضب آلود به من کرد نگاه سیب دندان زده ار دست تو افتاد به خاک ! و تو رفتی و هنوز سال هاست که در گوش من آرام آرام خش خش گام تو تکرار کنان می دهد آرام و من غرق اندیشه این پندارم !
که چرا خانه کوچک ما سیب نداشت؟